۱۶ارديبهشت / ۱۷ارديبهشت / ۱۸ ارديبهشت/۱۹ ارديبهشت / ۲۰ ارديبهشت / ۲۱ ارديبهشت
ديدار و همراهي با استاد حسين عليزاده در تور كنسرت هاي ايشان در اهواز و بهبهان .........
...........................................................................................................................
|
از امروز در اهواز، بهبهان و بوشهر ؛ فروش بلیت تورکنسرت حسین علیزاده و پژمان حدادی آغاز شد موسیقی ما - بلیتفروشی تورکنسرت حسین علیزاده و پژمان حدادی در سه شهر اول میزبان این تور از امروز ظهر آغاز شد و به این ترتیب مراکز فروش بلیت در شهرهای اهواز، بهبهان و بوشهر آماده ارایه خدمات به علاقهمندان موسیقی هستند. به گزارش روابط عمومی این کنسرت، کنسرت حسین علیزاده و پژمان حدادی در تاریخهای ۱۷، ۱۸ و ۱۹ اردیبهشت ماه در سالن کتابخانه مرکزی شهر اهواز تور کنسرت دور ایران خود را آغاز خواهند کرد. این کنسرت که در ساعت ۲۱روزهای یاد شده برگزار میشود، اولین اجرای صحنهای علیزاده در این شهر به حساب میآید و بلیتهای آنکه ۲۵ هزار تومان قمیتگذاری شده در مراکز زیر به فروش میرسد: گالری تصویر: ۲۲۱۰۹۷۴ – ۰۶۱۱ گالری ارشاد: ۲۲۱۱۵۵۸ – ۰۶۱۱ کتابفروشی جعفری: ۴۴۵۴۵۴۸ – ۰۶۱۱ کتابفروشی محام: ۳۲۷۹۰۷۱ – ۰۶۱۱ آموزشگاه موسیقی اهورا: ۲۲۲۳۹۴۸ – ۰۶۱۱ این تور در روز چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت به بهبهان سفر خواهد و تالار فرهنگسرای بهبهانیان برای اولین بار میزبان دو هنرمند برجسته کشور خواهد بود. این کنسرت در ساعت ۲۰: ۳۰ برگزار میشود و بلیتهای آن ۲۰ هزار تومان قیمتگذاری شده است. مراکز مهستان هنر (۹۷۱۶۲۵۱ – ۰۹۱۶) و آموزشگاه موسیقی آهنگ (۲۲۲۱۵۴۴ – ۰۶۷۱) از امروز ظهر بلیتفروشی این کنسرت را آغاز کردهاند. بوشهر، سومین شهر میزبان حسین علیزاده و پژمان حدادی است. کنسرت این دو هنرمند که در تاریخهای ۲۲ و ۲۳ اردیبهشت در سالن سینمای شهید آوینی برگزار میشود، یکی از بیسابقهترین رخدادهای فرهنگی هنری در استان بوشهر به حساب میآید. بلیتهای این کنسرت با سه نرخ ۱۵، ۲۰ و ۲۵ هزار تومان در مراکز زیر عرضه میشود: عرضه محصولات فرهنگی جماران: ۵۵۵۲۴۰۶ – ۰۷۷۱ فروشگاه کتابشهر: ۵۵۶۲۲۹۲ - ۰۷۷۱ گالری مارک: ۲۵۲۱۸۳۸ - ۰۷۷۱ گیشه سینما شهید آوینی تورکنسرت حسین علیزاده و پژمان حدادی پس از بوشهر با سفری دوهزار کیلومتری به شمال غرب ایران خواهد رسید. این دو هنرمند در تاریخهای ۲۸ اردیبهشت تا دوم خرداد در شهرهای تبریز و ارومیه به روی صحنه خواهند رفت که اطلاعات این برنامهها به زودی در اختیار علاقهمندان قرار خواهد گرفت. این دومین دور از تور شهرهای ایران حسین علیزاده است که از ۱۷ اردیبهشت در اهواز آغاز و به غیر از شهر یاد شده به ساری، آمل، نیشابور، رودسر، سیاهکل نیز خواهد رسید و نهایتا روز نهم تیرماه در تالار وحدت به پایان میرسد. پیش از این حسین علیزاده به همراه مجید خلج از بهمن ۱۳۸۹ تا فروردین ۱۳۹۰ در شهرهای قزوین، رشت، گرگان، شیراز و بندرعباس به اجرای برنامه پرداخته بود. |
|
|
|
منبع : اختصاصی سایت موسیقی ما |
ديدار با استاد عليزاده در فضايي پر نشاط و انرژي انجام شد. چهار ساعت فوق العاده با تمرين هاي عالي و نگاهي نو و جديد به نحوه ي آموزش كه نتيجه سالها تلاش و ممارست استاد در كار موسيقي است حاصلي جز انتقال انرژي مثبت به من و ساير هنر جويان نداشت. به خصوص آن جمله هاي مهرآميز پاياني كلاس كه تمامي دوستان را كاملا سر حال آورد....
به اميد ديداري هر چه زودتر با استاد در مكتب عليزاده
با سپاس بيكران از استاد عليزاده ، آقاي محمدي مدير محترم مكتب و آقاي ذوالنوري.
همچنين با سپاس از آقاي صندوق ساز .
پي نوشت: مكتب استاد عليزاده نوشته ي استاد رو درباره ي مرحوم استاد ذوالفنون درج كرده
بعد از ماهها انتظار بالاخره دوري از استاد به سر رسيد و به اميد خدا قراره آخر همين هفته برم شيراز براي شركت در كلاس هاي استاد عليزاده. تا بيكران دوردست شادان و ذوق زده هستم.......
يه خبر عالي ديگه اينه كه با همت دوست هنرمند و عزيزم بهنام كوراوند و موافقت استاد قراره در تاريخ هاي ۱۷و۱۸و۱۹و۲۰ كنسرت دونوازي استادان عليزاده وپژمان حدادي برگزار بشه .بي نهايت خوشحالم.................
جهت اطلاعات بيشتر
انجير بنان آشپزخانه ها را به بر مي گرفتند؛ جنگلي از درختان افراغ تا به پاي خرمنهايي از سبزه دامن مي گسترد و در آنجا ناربنان ميان انبوه بوته هاي سفيد پنبه مي درخشيدند : شاخه هاي رز با باري از خوشه هاي انگور ، از شاخسار درختان كاج و صنوبر بالا مي رفتند : گلزاري سرشار از گل سرخ به زير درختان چنار شكوفا بود ؛ گُله به گُله به روي چمنها ، گلهاي سوسن تاب مي خوردند ؛ شني سيه فام ، آميخته به خاكه ي مرجان در گذرگاههاي باغ افشانده شده بود، و در وسط ، خيابان سرو كاري شده از كران تا كران چنان مي نمود كه دو رده ستون سبز فام در دو جانب آن به پا داشته باشند .
....
سالامبو، گوستاو فلوبر ، ترجمه ي احمد سميعي (گيلاني )
پي نوشت : لحظه ي ديدار نزديك است.....
...اما ،پري جان مي بازد اگر به آدم واقعي كه نام او را دارد نزديك شويم ، زيرا آنگاه اين نام رفته رفته آن آدم را باز مي تاباند و ديگر از پري در آن اثري نيست ؛پري دوباره زاده مي شود اگر از آدم دور شويم ؛ اما اگر در كنارش بمانيم ، پري براي هميشه مي ميرد ....
در جستجوي زمان از دست رفته .جلد سوم . ص ۲۵. مارسل پروست
***
به نام خدا
لب لباب مثنوي معنوي ص73و74و75 - (56)
نهر چهارم
در بيان علم و عقل و مراتب ايشان .
رشحه ي اول :
در توضيح مراتب علم : و علم نزد عرفا منقسم باشد به سه قسم :
1- علم شريعت : و آن علمي است كه متعلق باشد به هيآت بدنيه ( ظاهر جسم انسان ) از افعال و اقوال و لوازم آنها از حُسن و كمال ؛
2- علم طريقت : و آن علمي است كه تعلق دارد به تكميل صفات نفسانيه و روحانيه از جهت تخلق به اخلاق الهيه
3- علم حقيقت : و آن معرفت حق است و شناخت اسما ء و صفات و حقايق آن .
در تقسيمي ديگر علم سه نوع است :
1- يا علمي است حاصل شده به تكلف و كسب ، و آن را علم رسمي و كسبي گويند ؛
2- يا علمي است پديد آمده از جهت مشاهده و عيان ، نه به استدلال و برهان و آن را علم ذوقي و كشفي خوانند ؛
3- و يا علمي است بي تعلم و تكلف حاصل گشته و آن علم وهبي و لدنّي باشد كه از نزديك پروردگار است بي واسطه مخلوق .
بدان كه علم جوهري عزيز و شريف و دانشْ نقدي نفيس است و بيان شرف علم در حد حصر نيايد و او آلت تحصيل مقاصد است ، پس به بركت او مقصود آخرت حاصل بايد كرد و اغراض دنيوي بر طرف نهاده و البته علم بايد كه علم مدد احوال آخرت باشد نه وسيله اموال دنيا ؛ براي آن كه علم باقي است و مال فاني ؛ و باقي را به فاني عوض كردن كار خردمندان نيست .
خاتم مُلك سليمان است علم / جمله عالم صورت و جان است علم
علم دريايي است بي حد و كنار / طالب علم است غوّاص بحار
گر هزاران سال باشد عمر او / او نگردد سير خود از جستجو
كان رسول حق بگفت اندر بيان / اين كه منهو مان همالا يشعبان
طالب الدنيا و توفيراتها / طالب العلم و تدبيراتها
( مضمون حديث آن است كه دو گرسنه اند كه هرگز سير نشوند : جوينده ي مال و طلب كننده ي علم )
پس در اين قسمت چو بگماري نظر / غير دنيا باشد اين علم اي پدر
غير دنيا پس چه باشد؟ آخرت / كت كَنَد ز اين جا و باشد رهبرت
به نام خدا
لب لباب مثنوي معنوي ص71و 72 - (55)
در بيان آن كه سالكان حواله افعال به ذاتي واحد كنند و اين در مرتبه توحيد افعال باشد.
و از اين زيادت جبر تخلق است و بالاتر از اين جبر كلي است چنانكه ايمايكي بدان رفت و اين جبري است كه جهت اشاره بدان مرتبه ، آن عارف كامل گويد :
هر آن كس را كه مذهب غير جبر است نبي فرمود كو مانند گبر است
و سخن ايشان اگر چه به ظاهر جبر نمايد اما به معني نه چنان است. در آن حالت گوينده و شنونده ديگري است. زبان و گوش آلتي بيش نيست :
لفظ جبرم عشق را بي صبر كرد / و آن كه عاشق نيست حبس جبر كرد
اين معيّت با حق است و جبر نيست / اين تجلّي مه است اين ابر نيست
ور بود اين جبر جبر عامه نيست / جبر آن امّاره ي خود كامه نيست
***
جبر را ايشان شناسند اي پسر / كه خدا بگشادشان در دل بصر
اختيار و جبر ايشان ديگر است / قطره ها اندر صدف ها گوهر است
هست بيرون قطره ي خرد و بزرگ / در صدف آن دُرّ خرد است و سترگ
طبع ناف آهو است آن قوم را / از برون خون و درون شان مشك ها
تو مگو كاين مس برون بد محتقر / در دل اكسير چون گيرد گهر
اختيار و جبر در تو بُد خيال / چون در ايشان رفت شد نور جلال
نان چو در سفره است باشد آن جماد / در تن مردم شود او روح شاد
در دل سفره نگردد مستحيل / مستحيلش جان كند از سلسبيل
قوت جان است اين اي راست خوان / تا چه باشد قوت آن جان جان
جهد كن كز جام حق يابي نوي / بي خود و بي اختيار آن گه شوي
آنگه آن مِيْ را بود كل اختيار / تو شوي معذور مطلق مست وار
هر چه گويي گفته ي مِيْ باشد آن / هر چه روبي رُفته ي مِيْ باشد آن
كي كند آن مست جز عدل و صواب / كه ز جام حق كشيده است او شراب
***
من اگر پرنده بودم- كاري از استاد حسين عليزاده – آواز: رها
www.iranxm.com' />
رقص هاي خلسه آور و آرامش هاي شهودزا توصيفي است كه مي توانم همين الان از آخرين آلبوم استاد حسين عليزاده بكنم.آلبوم من اگر پرنده بودم داستان سالكي است عاشق و جدا مانده از معشوق به روايت استاد حسين عليزاده . سالك ِ عليزاده چون ني اي جدا مانده از يار شكايت خود را حكايت مي كند و ما را به سير و سفري هيجان انگيز و بي همتا دعوت مي كند.
www.iranxm.com' />
www.iranxm.com' />
www.iranxm.com' />
اولين مضراب تار استاد را كه مي شنوم به خود مي گويم باز هم با كاري غير تكراري از استاد مواجهه شده ام...
مقدمه ی ساده و گيرا ي اولين تصنيف- ناله ي شبگير ( بيات كرد )-كه تمام مي شود صدايي راز و نياز كنان و البته اميدوار مي خواند كه :
آخر اين درد دل من به دوايي برسد
عاقبيت ناله ي شبگير به جايي برسد...
بر درت شب همه شب ياوه درانم چو جرس
تا به گوشم مگر آواز درآيي برسد
و اينجاست كه يكي از قشنگ ترين جواب هاي جملات اين آلبوم چهره نمايي مي شود ..
به جز از عمر چه شايد كه نثار تو كنم
كه به عمري چو تو شاهي به گدايي برسد
با جفا خو كن و با درد بساز اي سلمان
كين نه دردي ست كه هرگز به دوايي برسد
آخر اين درد دل من به دوايي برسد آخر اين درد دل من به دوايي برسد....
تصنيفي بسيار ساده ، زيبا و عارفانه كه ذكر گونه به پايان مي رسد. بسيار دوستش مي دارم.
ترك بعدي كه آوازيست در نوا استاد با تار جواب آواز ها را مي نوازد.يكي از زيباترين اين جواب آوازها جايي است كه بيت :
من از آن ني ام كه چون ني اگرم زني بنالم
كه نوازشي است هر دم زدن تو بي نوا را
در گوشه ي نهفت ِ نوا خوانده مي شود...چهارمضرابي كوچك و مست كننده نواخته مي شود ....
مطمئن هستم استاد نوا را بي نهايت دوست دارد و نهفت نوا را هم . تصنيف جان من بسيار شادان است . مولانا وار در پي پيام آمدن شمس به پايكوبي و سماع مشغول است و كاملا آزادانه و رها و بي قيد به مناسبات اجتماعي و ... شادي خود را به نمايش مي گذارد :
جان من مي رقصد از شادي مگر يار آمدست ؟
مي جهد چشمم همانا وقت ديدار آمدست .....
بعد از تصنيف فوق العاده زيياي جان من ، نواي سه تار استاد بر عاشق بيچاره نهيب مي زند كه خبر آمدن يار دروغي بيش نبوده و در انتظار وصل يار بلاي بسياري بايد چشيد . آنگاه ست كه اين عاشق ما نالان و پرسان مي خواند :
جان به جانان كي رسد جانان كجا و جان كجا ؟
ذره است اين آفتاب است آن كجا و اين كجا ؟
و در اين بين چه زيبا مي گويد كه :
جسم غم فرسود من چون آورد تاب فراق
اين تن لاغر کجا بار غم هجران كجا
در لب يار است آب زندگي در حيرتم
خضر مي رفت از پي سرچشمه ي حيوان كجا ؟
تصنيف جانان من چنان بار غم سنگيني دارد كه جسم غم فرسود عاشق نمي تواند از آن رهايي يابد :
تار با غمش مي نوازد و مي گريد و مي نالد و مي سوزد و ....
ناگهان عاشق بيچاره كه راهي جز نگاه به بالا نمي جويد ماه زيبا را در آسمان مي بيند ، ماه را هم درد خود مي پندارد ،جرقه اي شاد در ذهنش روشن مي شود و خوشحال از اينكه شايد ماه بتواند تسكيني بر غم او باشد . بي قيدانه و رها مي خواند كه :
امشب اي ماه به درد دل من تسكيني
آخر اي ماه تو هم درد من مسكيني
اين تصنيف را نمي توانم بدون سماع و پايكوبي گوش بدهم ....
هر شب از حسرت ماهي ، من و يك دامن اشك
تو هم اي دامن مهتاب پر از پرويني
www.iranxm.com' />
و چه زيبا مي خواند رها و استاد نيز چه خوب يكي از زيباترين آهنگ هايش را مي سازد كه :
همه در چشمه ي مهتاب غم از دل شويند
امشب اي مه تو هم از طالع من غمگيني
ماه كه مي رود تار چنان غمگنانه مي نوازد كه رباب و كمانچه ي پسران تار نواز چاره اي جز همراهي با پدر نمي يابند تا بلكه بتوانند اندكي از بار غم جانكاهي كه بر جسم غم فرسود پدر سنگيني مي كند را بكاهند . و چه زيبا رقصي آرام ، مهربانانه و نوازشگر را شروع مي كنند . جدا زيباست و همراهي عليزاده ها اينجا شورانگيز و مستانه است . گفتگويي غبطه آور بين پدر و پسران .بند از بند تنم مي رهاند اين تار عليزاده ....
www.iranxm.com' />
www.iranxm.com' />
آن سه نوازي غم انگيز نتیجه ای جز به ناله درآوردن رها براي رهايي از غم و غصه ي هجران ندارد و اينجاست كه به نظر من اوج زيبايي اين كار به اجرا در مي آيد :
رفيقان كاروان امشب روان است
دل مسكين من با كاروان است ....
نگارم رفت و چشمم ماند در راه
ولي اشكم هنوز از پي روان است ...
گرت سوداي اين راهست سلمان
ز خود بگذر كه اول منزل آن است
در افق دوردست جايي كه آسمان به زمين مي رسد جايي كه گرد و غبار كاروان مي نشيند سروي ست سرافراز كه ديدنش سالك را به ياد سرافرازي و شكوهمندي معشوق مي اندازد . در همان صحرا و در ميانه ي گرد و غيار كاروان با حالتي حزن آلود شروع به ستايش معشوق مي كند :
اي گل رخسار تو برده ز روي گل آب
صحبت گل را رها كرده به رويت گلاب ....
مگر مي شود ياري كه رخسارش آبروي گل برده و گلاب، گل را به خاطر رخسارش رها كرده ، ياري كه چون سروي سرافراز زيبا و شكوهمند است، ديد و آروزي وصالش را نداشت . شايد با ميگساري چند صباحي بتوان از غمش كاست اما چيزي جز وصلش سالك را راضي نمي كند . در همان ميانه ي ستايش و زاري و ناله بر زمين مي نشيند ني اش را برمي دارد و در حال و هواي شوشتري گله كردن به يارش را مي نوازد :
www.iranxm.com' />
دوش نشستم به يار خود گله كردم
دل به تمناي وصل يكدله كردم
زلف برافشاند يار و خنده كنان گفت
خوب دلت را اسير سلسله كردم
عمر به ظلمت گذشت و هستي خود را
همسفر اين سيه قافله كردم
قافله كه مي رود وقتي گرد و خاك به پا خاسته از گذر كاروان و كاروانيان مي نشيند سالك در افق چيزي مي بيند كه پرواز مي كند رها از زمين ، سوار بر هوا و خوابيده بر هيچي نرم و نامريي كه چشم نمي بيندش اما تن حس اش مي كند . آرزو مي كند كاشكي پرنده اي بود تا همراه با كاروان جانان مي رفت به كجا نمي خواهد بداند فقط در كنار جانان بودن مهم است و نه چيزي ديگر . و خوش به حال پرنده ها ..... سالك اول منزل را محكم برمي دارد، از خود مي گذرد و به پرواز در مي آيد ...
اين چنين است سير و سفر عاشقانه و عارفانه سالك موسيقي و ادبيات ايراني كه پس از طي مراحل دعا و راز و نياز و رقص و سماع و گله گزاري و ... چاره اي جز به پرواز درآمدن در خود نمي بيند .... پرواز بر فراز آسمانها ، با دو بال موسقي زيباي ايراني و شعر ايرانزمين با حكايت نازنين استاد، جانِ جانِ جانِ من استاد حسين عليزاده !!!
چو فرشتگان و مرغان ، من اگر پرنده بودم
به فراز آسمانها ، پر و بال مي گشودم
ز شفق كه بحر عشق است و ز مه كه خرمن مهر
دو سه جرعه مي گرفتم ، دو سه خوشه مي ربودم
به شتاب مي گذشتم ز كنار بزم پروين
به بساط عيش زهره دو سه لحظه مي غنودم
به خداي عشق كم كم به زبان بي زباني
غم عشق مي رساندم ، دل خويش مي نمودم
ز تو اي بلاي جانم ، ز تو اي طبيب دردم
بلي ! از تو ، از جفاي تو ، ترانه مي سرودم
ز برش نمي گذشتم مگر آن زمان كه گويد
برو اي اميد از قلب مهت جفا زدودم
پر و بال مي گشودم به فراز آسمانها
چو فرشتگان و مرغان ، من اگر پرنده بودم
به تماشای رویا
محال است کسی اهل موسیقی باشد و نام حسین علیزاده را نشنیده باشد. استاد علیزاده یکی از قطبهای موسیقی سنتی و ملی ماست یکی از وزنه های سنگین که نامش برروی هر اثر و قطعه ای تضمینی است برای کیفیت آن .حسین علیزاده تنها ایرانی است که نامزد دریافت جایزه گرمی شده ،جایزه ای که به تعبیری مهمترین جایزه جهانی دنیای موسیقی به حساب می آید. گفتن و نوشتن درباره کارها وشاهکارهای ماندگار استاد علیزاده کار عبث و به عبارت دیگر اظهر من الشمس است تنها کافی است نگاهی به فهرست آثار ایشان کنیم تا متوجه ارزش ایشان بشویم. فهرست طولانی از آثار بدون کلام و موسیقی فیلم و همکاری با نامدارترین چهره های موسیقی ایران و جهان.
روز شنبه پنجم فوریه کنسرت همنوازی استاد حسین علیزاده و پژمان حدادی به همت گروه فرهنگی دنا در شهر سن رامون واقع در شمال کالیفرنیا برگزار شد. محل برگزاری این کنسرت منزل مرحوم دکتر نوری یکی از چهره های خیر و شناخته شده این منطقه و همسر هنردوست ایشان خانم پرینازنوری بود که از دوستان خانوادگی استاد علیزاده نیز به حساب می آیند. اولین بار بود که اجرای استاد علیزاده را از نزدیک می دیدم و برای همین شوق و ذوق زیادی داشتم.
استاد علیزاده قسمت اول برنامه را با اجرای قطعاتی با سه تار شروع کرد. قطعات بصورت فی البداهه و در دستگاه سه گاه اجرا شدند. گاهی شنیدن تکنوازی سازهای موسیقی ایرانی به مدت طولانی برای من آسان نیست ولی نوای جادویی سه تار حسین علیزاده و همنوازی ماهرانه تنبک پژمان حدادی بقدری مسحور کننده بود که گذشت زمان را متوجه نمی شدم. بعد استراحت کوتاهی و پذیرایی از مدعوین قسمت دوم کنسرت شروع شد. قسمت دوم کنسرت نیز مانند قسمت اول بداهه نوازی سه تار و تنبک در دستگاه و گوشه های مختلف موسیقی بود بعد ازپایان قسمت دوم استاد علیزاده ابتدا یادی از دکتر نوری و سابقه دوستی با ایشان کرد و سپس با اشاره به اوضاع کنونی موسیقی درایران و دسته بندی های رایج با اشاره به اینکه مرزبندی در موسیقی و سیاه و سفید دسته بندی کردن آن کار درستی نیست از محسن نامجو هنرمند معروف و نام آشنا که دربین حضار بود دعوت کرد تا برای اجرا به آنها بپیوندد.
لحظه بیادماندنی بود، برای آدمی مثل من که عاشق آثار هردو آنها هستم، چه اصالت و زیبایی موسیقی علیزاده وچه نوآوری وموسیقی اعتراض و تلفیقی نامجو را دوست دارم همه چیز مانند یک رویا بود. طرفداران متعصب موسیقی سنتی همیشه محسن نامجو را به سطحی بودن و خارج شدن از اصول اساسی موسیقی سنتی متهم می کنند و باور دارند او قواعد موسیقی سنتی و بومی را شکسته و رسوم و عرفهای آن را زیر پا گذاشته. دعوت استاد علیزاده به عنوان یکی ازاصلی ترین مراجع موسیقی سنتی ایران می تواند یکی از بحث انگیزترین موضوعات برای دوستداران و طرفداران هردو سبک باشد.
استاد علیزاده و محسن نامجو به اجرای بداهه در دستگاه راست پنجگاه پرداختند. دستگاهی که یکی از مشکل ترین دستگاه های موسیقی ما محسوب می شود و استاد به واسطه تسلط به اجرای راست پنجگاه شهرت عالمگیر دارد. محسن نامجو به زیبایی با استاد علیزاده همراهی کرد و آوازی با مطلع شعر مشهور مولانا "من مست و تو دیوانه" را اجرا کرد و یکی از خاطره انگیزترین لحظات آنشب را رقم زد.
در انتها خانم پرینازنوری پشت میکروفن قرار گرفت و ضمن گرامیداشت یاد دکتر نوری از استاد علیزاده و آقای حدادی مهمانان تشکر کرد و سپس به درخواست مدعوین تصنیفی را به همراهی استاد علیزاده و حدادی اجرا کرد که تسلط و صدای ایشان مورد توجه همه مهمانان قرار گرفت و مدعوین مجلس را با خاطره خوش و سری پر از آواهای بیادماندنی ترک کردند.
در خاتمه مجددا از سرکار خانم فاطمه کراری و یاسمین درویشپور (از گروه فرهنگی دنا) برای برگزار کردن چنین شب بیادماندنی سپاسگزاری می کنم.
پیام میم – بهمن هشتاد و نه
www.iranxm.com' />
www.iranxm.com' />
www.iranxm.com' />
www.iranxm.com' />
مصاحبه استاد حسین علیزاده با ماهنامه ی تجربه شماره ی یک
شنیدم در یکی از کنسرت های تور آمریکا ی شما ، محسن نامجو آمده بود و اتفاقات جالبی افتاده که دوست دارم آن را از زبان شما بشنوم؟
حسین علیزاده:
بله . البته آن روز هم به
جمعیت حاضر در سالن گفتم که من محسن نامجو گوش نمی کنم. ولی به هر حال کارش را شنیده بودم. در آن کنسرت ، اولین کسی که در ردیف اول نشسته بود و جلوی پای من بلند شد ، نامجو بود....نامجو با عشق و علاقه به کنسرت من آمده بود و یک گوشه نشسته بود. خیلی هم به من ابراز محبت و ارادت کرد. وقتی من قسمت اول رااجرا کردم خطاب به حاضرین گفتم که وقتی قسمت دوم کنسرت ما هم تمام شد ، ما از سالن بیرون می رویم ، اما شما آنقدر ما را تشویق کنید که دوباره روی سن بیاییم و آن وقت برایتان یک سورپرایز داریم!
این حرکت به صورت بداهه به ذهنم رسید. چون حضور نامجو حس خوبی به من داده بود . بعد از آن هم گفتم محسن نامجو در جمع ماست و از ایشان می خواهم که یک همکاری کوتاه با ما داشته باشند. اما در آن لحظه اصلا نمی دانستم که قرار است چه اتفاقی بیفتد. قسمت دوم تمام شد و همه ی مردم هم مشتاق بودند که ببینند قرار است چه کار کنیم. در پایان برنامه از نامجو خواستم که روی صحنه بیاید تا قطعه ای را با هم اجرا کنیم.
دوستان تعریف می کردند که وقتی از او دعوت کردم آنقدر احساساتی شد که شروع کرد به گریه کردن ، به طوری که هق هق می زد. اما هر کاری کردیم نامجو روی سن نیامد و حاضر نشد که کنار من و پژمان حدادی روی سن بنشیند. این هم از لطف و ادبش بود. رفتار نامجو از خیلی ها که ادعای اصالت می کنند ، اصیل تر بود و من به طور شخصی دوستش دارم. راجع به کار هم اصلا نظر من مهم نیست و کارش ربطی به ارزش گذاری من ندارد. نهایتا پایین سن یک صندلی گذاشتیم و ایشان آنجا نشست.
من ترکمن را نواختم و نامجو روی آن به صورت بداهه آواز ترکمنی خواند. خب می دانید ترکمن قطعه ای نیست که برای آواز نوشته شده باشد ، اما باید بگویم که الحق ترکمن را نامجو فهمید. وقتی شروع به خواندن کرد تحریر هایش کاملا ترکمن بود . مطمئنم که نامجو آن لحظه بوی خاک ترکمن را حس می کرد. در هر صورت شب بسیار جذاب و شیرینی شد. خب این احساس را با چه چیزی می توان عوض کرد؟ و من از خودم خیلی ممنونم که این کار را کردم!.....
www.iranxm.com' />
از گفتگوی حسین علیزاده با حمیدرضا منبتی / ماه نامه ی " تجربه / ش 1


www.iranxm.com' />